غربالگری
پنج شنبه 3آبانماه 1391 دو روز بعد از اومدنم به خونه باید می رفتم برای تست غربالگری تا بتونم یک شناسنامه برای خود خودم داشته باشم. برای اولین بار با بابا و مامان رفتیم بیرون. مامانم از ترس اینکه سرما نخورم انقدر لباس تن من کرده بود که داشتم خفه می شدم
من انقدر پسر قوی هستم که وقتی از پاشنه ی پام خون گرفتن اصلاً گریه نکردم
تازه امروز روز عرفه است، بابام امسال به خاطر من هیچ جایی نرفت. ازت ممنونم بابای مهربونم.
.gif)
.gif)


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


غربالگری
