دوباره دوهزار
من و مامانم و بابام دوباره رفتیم دوهزار مامانم میگه چون الان هوا خوبه ما می تونیم بریم شمال ولی وقتی هوا سرد بشه دیگه از شمال خبری نیست، چون خدای نکرده من سرما می خورم الان توی یک روز دلچسب آفتابی من توی حیاط ویلا جلوی غنچه های گل رز نشستم و دارم کیف می کنم عجب آفتاب زیبا و قشنگی است ...
نویسنده :
م.کهنموئی
15:14









